مجتبى ملكى اصفهانى
174
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مولوى از ترك ضد آن نيست ، زيرا وجوب ، يك معناى بسيط است و آن لزوم فعل است و البته لازمه واجب بودن شيئى ، منع از ترك است ، ولى اين منع از ترك ، يك منع و نهى مولوى شرعى نيست ، بلكه يك منع عقلى است كه تابع آن امر است . بنابراين ، اگر مقصود از عنوان مزبور اين است كه نفس امر به شىء ، مانع از ترك آن است ، اين مسلّم است و اين مقتضاى وجوب است ، ولى اگر مقصود ايشان نهى مولوى از ترك فعل است ، چنين چيزى غير مسلّم و بدون دليل و بلكه ممتنع است . - ضد خاص : در ضد خاص دو نظر وجود دارد : 1 - قول به عدم دلالت امر به شىء بر نهى از ضد خاص . بيشتر اصوليين طرفدار اين قول هستند . 2 - قول به دلالت . طرفداران اين قول دو راه براى اثبات مدعاى خود برگزيدهاند : الف : راه ملازمه بين امر به شىء و نهى از ضد وجودى آن . مىگويند : انجام فعل مأمور به ، ملازم است با ترك ضد آن ، مثلا خواندن نماز ، ملازم است با نخوابيدن ، نخوردن و هر عمل ديگرى كه ضد نماز خواندن باشد . پس چون به نماز امر شده است ، نماز واجب است و گويا در وقت مخصوص نماز ، مولا گفته است : غذا نخور ، نخواب و ساير كارهايى را كه ملازم با نماز هستند انجام نده . بنابراين ، تمام اين امورى كه ملازم با نماز هستند ، منهى عنه هستند . ب : راه مقدمه ؛ مىگويند : ترك ضد خاص ، مقدمه انجام مأمور به است ؛ مقدمه واجب نيز واجب است ، پس ترك همه افعال معارض و منافى مأمور به ، واجب است و انجام اين افعال ، منهى عنه